تبلیغات
هیئت خیمة الرباب(س) تبریز


جلسات هفتگی هیئت خیمةالرباب (س) تبریز

مداح: کربلایی رامین مهدیزاده و کربلایی دانیال نوبهار و مداحان اهل بیت وعصمت طهارت
سخنران :حجت السلام والمسلمین حاج آقا سلیمان پور

زمان : چهارشنبه ها از ساعت 20 الی 23/30


مکان:
چهارراه عباسی به طرف یوسف آباد روبه روی بانک ملت حسینیه هیئت

برنامه هیئت: دعای توسل ،قرائت قرآن،سخنرانی،روضه خوانی، سینه زنی


شماره تلفن های جهت هماهنگی جلسات:

09142413671(آیدین حاجی زاده)_09357382099(شاهین آقاپور)


برچسب ها: نظرات،

تاریخ : پنجشنبه 7 خرداد 1394 | 04:35 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات
چون نامه جرم ما به هم پیچیدند
بردند به دیوان عمل سنجیدند
بیش ازهمگان گناه مابود ولی
ما را به محبت علی(ع)بخشیدند.
با عرض تسلیت در لیالی قدر این حقیر را ازدعای خیرخویش فراموش نکنید.التماس دعا


تاریخ : جمعه 28 خرداد 1395 | 02:45 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات

پنهان بودن شب قدر

شب قدر در طول سال بیش از یك شب نیست و آن شب نیز در ماه مبارك رمضان واقع شده است. این مساله، مورد قبول همه مسلمانان است كه هیچ گونه شك و تردیدی در آن وجود ندارد؛ زیرا از سویی خداوند در قرآن می‌فرماید: «ماه رمضان ماهی است كه قرآن در آن نازل شده است.» (بقره /185)

و از سوی دیگر در آیه اول سوره قدر می‌خوانیم «ما آن (قرآن) را در شب قدر فرو فرستادیم.» از همراه كردن این دو آیه مباركه به یكدیگر چنین نتیجه‌گیری می‌شود كه شب قدر خارج از ماه مبارك رمضان نیست و حتما در این ماه قرار دارد.

بنابر روایات اسلامی خداوند اجابت را در میان دعاها پنهان كرده است تا مومنان به همه دعاها روی آورند. همان گونه كه وقت مرگ را پنهان كرده است تا مردم در همه حال پذیرای آن باشند.

وقت قیامت و ظهور امام زمان (عج) را نیز مخفی كرده تا اهل معصیت آنها را دستاویزی برای نیل به مقاصد شوم خود قرار ندهند و در مقابل مومنان در همه حال مراقبت بیشتری از خود نشان دهند. بر همین مبنا شب قدر مخفی است و زمان دقیق آن مشخص نیست.

امام علی علیه السلام دلیل مخفی بودن شب قدر را در این می‌داند كه مومنان شب‌های بیشتری را قدر بدانند و به آرزوی درك فضیلت آن به كارهای نیك و عبادت بیشتری پرداخته و از معاصی و زشتی‌ها دوری گزینند و در پرستش خداوند تلاش بیشتری نمایند.

از سوی دیگر شب قدر بایستی مخفی باشد زیرا اگر شب خاصی معین می‌شد، برخی افراد بر اثر توفیق شب زنده‌داری و احیائ آن به عُجب و غرور مبتلا می‌شدند اما هنگامی كه زمان آن معین نباشد، بر اثر مواظبت بیشتر، ملكات فاضله در نفس‌شان راسخ‌تر می‌شود و در نتیجه از بركات و فیوضات بیشتری در این شب‌ها بهره‌مند می‌شوند.

اگر این شب معلوم بود، حرمت و عظمت درخورشان را نداشت، زیرا مردم همواره برای هر چه كه از دید آنها مخفی است، احترام بیشتری قائلند.


فضایل شب قدر

بی‌تردید شب قدر از شب‌های با عظمت و با اهمیت سال است و دلیل فضیلت این شب بر سایر شب‌ها به اعتبار اموری است كه در این شب محقق می‌شود.


- شب آمرزش گناهان:

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله در تفسیر سوره «قدر» فرمودند: «هر كس شب قدر را احیا بدارد و مومن باشد و به روز جزا اعتقاد داشته باشد، تمامی گناهانش آمرزیده می‌شود.»


- قلب رمضان:

امام صادق علیه السلام فرمودند: «از كتاب خدا استفاده می‌شود كه شماره ماه‌های سال نزد خداوند، دوازده ماه است و سرآمد ماه‌ها ماه رمضان است و قلب ماه رمضان لیلة القدر است.»


- بهتر از هزار ماه:

در فرهنگ غنی اسلام، همه چیز را با معیارهای الهی می‌سنجند و بر همین اساس قرآن در مورد این شب می‌فرماید: «لیلة القدر خیر من الف شهر» در دعای 44 صحیفه سجادیه نیز می‌خوانیم: «(عبادت و بندگی در) شبی از شب‌های آن را بر (عبادت در) شب‌های هزار ماه قرار داد (چون خیرات و بركات و سودهای دینی و دنیوی در آن است ) و آن را شب قدر نامید.»


- نزول قرآن در این شب:

طبق روایات موجود، مجموع قرآن در شب قدر نازل شده است. این نزول دفعی و یكباره قرآن است اما نزول تدریجی و تفصیلی قرآن طی بیست و سه سال دوران نبوت پیامبر گرامی به صورت الفاظ نازل شده است.

از دیگر فضایل این شب نامگذاری یكی از سوره‌های قرآن به نام «قدر» است و این خود گویای فضیلت و اهمیت این شب است. این شب، شب مباركی است زیرا خدا می‌فرماید: و قرآن كه بهترین خیرات و بركات است در این شب مبارك نازل شده است. (دخان /3)

نزول ملائكه و روح در شب قدر نشانه شرافت آن بر هزار ماه است. چنان كه امام باقر علیه السلام نیز فرمودند: «عمل صالح در شب قدر از قبیل نماز و زكات و انواع كارهای خوب بهتر است از عمل در هزار ماهی كه در آن شب قدر نباشد.» شب قدر سراسر خیر و سلامت است و از هر امر ناپسندی به دور است و این خود نیز نشان شرافت آن بر هزار ماه است.


حضرت مهدی(عج)، صاحب شب قدر

بنا بر روایات و ظاهر آیات سوره قدر، شب قدر منحصر به زمان رسول خدا لی الله علیه و آله نیست و فرشتگان در شب قدر مقدرات یك سال را نزد «ولی مطلق زمان » می‌آورند و بر او عرضه می‌كنند. این واقعیت از روز نخستین خلقت بوده است و تا قیامت هم ادامه دارد.

از سویی نیز بنابر روایات زمین از نخستین روز خلقت تا آخر فنای دنیا بی‌حجت نخواهد بود چنان كه امام علی علیه السلام فرمودند: «شب قدر در هر سالی هست، در این شب امور همه سال (و تقدیرها و سرنوشت‌ها) فرو فرستاده می‌شود، پس از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله نیز این شب صاحبانی دارد.»

حجت خدا در زمین در زمان حاضر وجود مقدس و مبارك حضرت مهدی(عج) است و اوست كه حجت خدا و وصی اوصیا و خلیفه رسول خدا و معصوم از هر گناه و پلیدی است و لذا صاحب شب قدر است.



تاریخ : جمعه 28 خرداد 1395 | 02:40 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات

شب قدر و اجابت دعا

امام علی غلیه السلام فرمودند: «شب قدر در هر سالی هست، در این شب امور همه سال (و تقدیرها و سرنوشت‌ها) فرو فرستاده می‌شود، پس از درگذشت پیامبر نیز این شب صاحبانی دارد.»

شب قدر، بزرگترین، شریف‌ترین، پر ارج‌ترین و پر رمز و رازترین شب‌ها در گردونه زمان است كه قلم‌ها در وصفش می‌شكنند و زبان‌ها در توصیفش قاصر و عقل و تدبیرها در فهم آن مبهوت و متحیر می‌مانند.

شبی كه به فرموده امام صادق علیه السلام قلب رمضان به شمار می‌آید. بهترین شب سال، شب قدر است كه خداوند در قرآن كریم آن را شبی پربركت دانسته و ارزش آن را برتر از هزار ماه بیان می‌كند.

آیا به راستی بركتی بالاتر از این هست كه یك شب هم تراز هزار ماه یعنی 30 هزار شب یا 83 سال و 4 ماه قرار گیرد؟

چرا این شب «شب قدر» نامیده شده است؟ چه اسراری در آن نهفته و چه وقایع و حوادثی در آن رخ داده و می‌دهد؟

مفسران قرآن كریم با استفاده از قرآن و احادیث پیشوایان معصوم دین درباره نامگذاری این شب به «شب قدر» مطالب و دلایل زیادی آورده‌اند.

شب قدر یعنی شب بزرگ و باعظمت، زیرا در قرآن كریم «قدر» به معنای منزلت و بزرگی خدا آمده است. (حج /74)

همه مقدرات بندگان نیز در طول سال در این شب رقم می‌خورد. (دخان /4)

همچنان كه امام رضا علیه السلام فرمودند: «خداوند در شب قدر آنچه را از این سال تا سال بعد پیش خواهد آمد مقدر می‌فرماید از زندگی یا مرگ، از خوب یا بد یا روزی، پس آنچه خداوند در این شب مقرر فرمود، وقوع آن حتمی خواهد بود.»

البته این امر هیچ گونه تضادی با آزادی اراده انسان و مساله اختیار ندارد زیرا تقدیر الهی به وسیله فرشتگان طبق شایستگی‌ها و لیاقت‌های افراد و میزان ایمان و تقوا و پاكی نیت و اعمال آنهاست.

بدون شك مفاهیمی چون وعده و وعید، انذار و بشارت، كیفر و پاداش در قرآن و روایات بدون اراده و اختیار انسان بی معنا خواهد بود.

حضور انسان در محافل شب قدر، عبادت و دعا و ... جلوه‌هایی از حضور اراده و اختیار انسان است. بزرگترین اشتباه درباره حقیقت مشیت الهی این است كه گروهی خود را صاحب همه چیز می‌دانند و تصور می‌كنند خداوند به صورت مطلق همه كارها را به بندگان خود واگذار كرده است؛ پس نه ثواب و عقاب در كار است و نه مسوولیت و اخلاق.

گروهی دیگر نیز فكر می‌كنند انسان موجودی مجبور است كه هیچ اختیار و آزادی ندارد و همه چیز توسط قضا و قدر تعیین می‌شود.

در حالی كه حقیقت امری میان این دو نظر است یعنی نه جبر قضا و قدر و نه واگذاری مطلق به بندگان، چرا كه بعضی از كارها را ما به خواست و اراده خودمان انجام می‌دهیم مثل خوردن‌، آشامیدن‌، رفتن‌، آمدن و ... و در بعضی دیگر از كارها همچون به دنیا آمدن، از دنیا رفتن و ... اراده و خواست ما مطرح نیست.

در شب قدر فرشتگان بسیاری به زمین می‌آیند به طوری كه زمین بر آنها تنگ می‌شود، لذا آن را «شب قدر» نامیده‌اند زیرا یكی از معانی «قدر» به معنای ضیق و تنگ است (اطلاق /7) و در این شب قرآن با تمام قدر و منزلتش به وسیله فرشته صاحب قدر بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد.



تاریخ : جمعه 28 خرداد 1395 | 02:39 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات
فرا رسیدن سه روز بزرگ و مقدس، 3و 4 و 5 شعبان، میلاد بزرگ سالار شهیدان، حسین فاطمه؛ علمدار كربلا، ابوالفضل العباس و حضرت امام زین‏العابدین بر همه عاشقان مبارك باد.

ایام نشاط و شور امت آمد
هنگام سرور و اخذ حاجت آمد
در روز سه و چهار ماه شعبان
از جانب حق سه پیک رحمت آمد
میلاد حسین است و ابوالفضل و علی
یعنی که سه منشأ سعادت آمد
آن ماه که ماه حاجتش میخوانند
ما بین دو خورشید امامت آمد




تاریخ : یکشنبه 19 اردیبهشت 1395 | 10:30 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات

می خواستم هر هفته  از شما یادی کنم ...

اما هفته ها و ماهها گذشت ولی عطر یادتان به سراغم نیامد ؛

افسوس که نمیدانستم؛ حتی از خوبان یاد کردن هم لیاقت می خواهد ...

 

صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین

صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین

صلی الله علیک یا اباعبدالله الحسین

 

و مگر میشود جایی از تو یاد کنند و از برادر باوفایت نامی به میان نیاید ...

 

السلام علیک یا ابا الفضل العباس

السلام علیک یا قطیع الکفین

السلام علیک یا ساقی عطاشى کربلاء

السلام علیک یا حامل لواء الحسین علیه السلام




تاریخ : یکشنبه 19 اردیبهشت 1395 | 10:21 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات


تاریخ : چهارشنبه 25 فروردین 1395 | 10:32 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات

امام صادق علیه السلام درباره حضرت رباب می فرماید:
هنگامی که امام حسین علیه السلام شهید شد، همسر آن حضرت، رباب، برایش مجلس سوگواری برپا نمود و همراه زنان و خدمتگزارانش چنان گریه کرد که اشک چشمانش خشک گردید.

 


حضرت رباب دختر امرءالقیس  همسر گرانقدر امام حسین علیه السلام، مادر حضرت علی اصغر  و حضرت سکینه علیهم السلام ، از زنان شایسته و نامدار تاریخ اسلام است  كه در واقعه طَفّ حاضر بود ونزد امام حسین علیه السلام منزلتی عظیم داشت و شدّت علاقه امام به وی، به قدری بود که حضرت در مورد ایشان وحضرت سکینه فرمودند:
لعمرك اننی لاحب دارا /تحل بها السكینه و الرباب
احبهما و ابذل جل مالی /و لیس لعاتب عندی عتاب

به جانت سوگند ، من خانه ای که سکینه ورباب در آن حضور داشته باشند را دوست دارم ، آنها مورد علاقه ی من هستند وبیشترین اموال خویش را برایشان هزینه میکنم و در این کار جای سرزنش هیچ نکوهشگری وجود ندارد

 

بس کن رباب نیمه ای از شب گذشته است

دیگر بخواب نیمه ای از شب گذشته است

کم خیره شو به نیزه ، علی را نشان نده

گهواره نیست دست خودت را تکان نده

با دست های بسته مزن چنگ بر رخت

با ناخن شکسته مزن چنگ بر رخت

بس کن رباب حرمله بیدار می شود

سهمت دوباره خنده انظار می شود

ترسم که نیزه دار کمی جابجا شود

از روی نیزه راس عزیزت رها شود

یک شب ندیده ایم که بی غم نیامده

دیدی هنوز زخم گلو هم نیامده

گرچه امید چشم ترت نا امید شد

بس کن رباب یک شبه مویت سپید شد

پیراهنی که تازه خریدی نشان مده

گهواره نیست دست خودت را تکان مده

با خنده خواب رفته تماشا نمی کند

مادر نگفته است و زبان وا نمی کند

بس کن رباب زخم گلو را نشان مده

قنداقه نیست  دست خودت را تکان مده

دیگر زیادت این غم سنگین نمی رود

آب خوش از گلوی تو پائین نمی رود

بس کن ز گریه حال تو بهتر نمی شود

این گریه ها برای تو اصغر نمی شود.

در كتب معتبر تاریخ  نقل است كه حضرت رباب بعد از ورود به مدینه در زیر سقف ننشست و از آفتاب به سایه نیامد،  از گرما و سرما دوری نکرد و مدت یک سال بر اباعبدالله علیه السلام گریه میکرد،  اشراف قریش خواهان تزویج او شدند در جواب فرمود: لا یَكُونُ لی حَمْوٌ بَعْدَ رَسوُلِ اللّه صلى اللّه علیه و آله و سلّم ؛ من دیگر پدر شوهرى بعد از پیغمبر نخواهم ...و پیوسته روز و شب گریست تا از غصّه و حزن از دنیا  رفت ..

 

و نقل شده كه این ابیات را رباب بعد از قتل حضرت سیدالشهداء علیه السّلام در مرثیه آن حضرت میخواند:
اِنَّ الَّذى كانَ نُورا یُسْتَضاءُ بهِ
بِكربلاءَ قَتیلٌ غَیرُ مَدفُونٍ
سِبْطَ النَّبىِّ جَزاكَ اللّهُ صالِحَةً
عَنّا وَجَنَّبْتَ خُسْرانَ المَوازینِ
قَدْ كُنْتَ لى جَبَلاً صَعْبا اَلوُذُبِهِ
وَكُنتَ تَصْحَبُنا بالرَّحْمِ وَالدّینِ
مَنْ لِلْیَتامى وَمَنْ لِلسّائِلینَ وَ مَنْ
یَعنى وَیَاءوی اِلَیهِ كُلُّ مِسكینٍ
وَاللّه لا اَبْتَغى صِهرا بِصِهْركُمُ
حتّى اُغَیَّبَ بینَ الرَّمْلِ وَالطّینِ

به راستی آن کس که نوری روشنی­ بخش بود [و مردم از پرتو آن نور بهره   می­گرفتند] در کربلا کشته شد و به خاک سپرده نشد. ای سبط پیامبر(ص)، خداوند از سوی ما به تو جزای نیک دهد و از تو خسران را دور گرداند. همانا تو برای من کوهی استوار بودی که به آن پناه می­بردم و تو با ما به مهربانی و دینداری رفتار می­کردی. دیگر چه کسی بعد از تو یتیمان و سائلان را دستگیری می­کند و آنها را بی­نیاز می­کند؟ و کیست که مسکینان را پناه می­دهد؟. به خدا قسم؛ پس از او هرگز همسری بر نخواهم گزید تا آن گاه که میان ریگ و گل پنهان شوم

 

شکسته پشت غم از بار غصه های رباب

از آن زمان که شنیده است ماجرای رباب

به سوز سینه ی گهواره داغ غم زده است

شرار زخم دل خون لای لای رباب

و تار صوتی آتش گرفته می فهمد

که آمده چه بلایی سر صدای رباب

برای کودکش آنقدر آه و ناله نکرد

که چشم مشک پر از اشک شد بجای رباب

به جان گریه ی شش ماهه روی دست حسین

کسی نریخته اشکی مگر به پای رباب

قنوت صبر گرفته برای حلق علی

خدا کند به اجابت رسد دعای رباب

میان هلهله ی چنگ و های و هوی رباب

سه شعبه زخم زد و ناله شد نوای رباب

و ناگهان پر و بال فرشته ها تر شد

به خون کشته ی مظلوم کربلای رباب

"رقیه" آمده از یک فرشته می پرسد

پیام تسلیت آورده ای برای رباب؟

و فکر می کنم آب فرات گل شده است

که ریخته به سرش خاک، در عزای رباب

خدا به داد دل خاطرات او برسد

چه می کشند خیالات انزوای رباب

 

نقل شده كه حضرت رباب سلام الله علیه در مجلس ابن زیاد سر مطهّر را  در بر گرفت و بر آن سر بوسه داد و شروع به گریه کرد و گفت :
واحُسَینا فَلا نَسیتُ حُسَیْنا
اَقْصَدَتْهُ اَسِنَّةُ الاَدْعِیاء
غادَروهُ بِكَرْبَلاءَ صَریعا
لا سَقَى اللّهُ جانِبَىْ كَرْبلاء

واحُسَیناه ! «آه ای حسین علیه السلام! من هیچ­گاه حسین علیه السلام را فراموش نخواهم کرد؛ دشمنان او را هدف نیزه­های خود قرار دادند. آنان او را فریب دادند و  جنازه­اش را در کربلا به خاک افکندند؛ بعد از او خدا آن سرزمین را سیراب نکند.

 

گفتی رباب، آه! دل من کباب شد

اشکی چکید وچلّه نشست و شراب شد

آیینه ها شکست، زمین گُر گرفت و سوخت

وقتی امیر قافله پا در رکاب شد

وقتی که دور می شد از اندوه خیمه ها

چشمی به سوی خیمه وچشمی پُر آب شد

هرکس تمام هستی خود را به او سپرد

حالا زمان زمزمه های رباب شد

تا صبح خواند، آیه ی « اَمّن یجیب» را

تا پاسدارکوچک او انتخاب شد



تاریخ : چهارشنبه 25 فروردین 1395 | 10:19 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات
تاریخ : چهارشنبه 11 فروردین 1395 | 02:15 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات
شهادت مادر دو عالم حضرت فاطمة الزهرا (س) بر عموم شیعیان تسلیت باد



تاریخ : دوشنبه 3 اسفند 1394 | 09:16 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات


اگر به قول شیعه در غدیر خم چندین هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بیعت كردند ؟ آیا همه این افراد ، سخنان رسول خدا را آن‌هم بعد از  چند روز فراموش كردند ؟

پاسخ :

 هیچ یك از كسانی كه در واقعه غدیر خم حضور داشتند ، سخنان رسول خدا را فراموش نكرده بودند ؛ بلكه برخی به خاطر ترس از جان و مال و برخی دیگر به خاطر حبّ دنیا و ریاست ، و یا به خاطر بغض و كینه‌ای كه از امیر المؤمنین علیه السلام در سینه داشتند ، خود را به فراموشی زدند ؛ چنانچه غزالی ، عالم مشهور اهل سنت در باره پیمان شكنی عمر بن خطاب می‌گوید :




بقیه در ادامه مطالب

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 26 دی 1394 | 10:12 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات


انتقام از علی علیه السلام بجای پیامبر صلی الله علیه وآله:

قریش در زمان حیات رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم ، از آن حضرت شكست‌های متعددی متحمل شدند و هیچ وقت نتوانستند این شكست‌ها را جبران كنند . بعد از رحلت آن حضرت ، تلاش كردند كه انتقام آن را از اهل بیت آن حضرت و به ویژه از امیر المؤمنین علیه السلام بستانند كه اتفاقاً موفق نیز بودند . امیر المؤمنین علیه السلام در خطبه‌ای می‌فرماید :

اللَّهُمَّ انّى‏ اسْتَعْدیكَ عَلى‏ قُرَیْش ، فَاِنَّهُمْ اضْمَرُوا لِرَسوُلِكَ صَلَّى اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ ضُروُباً مِنَ الشَّرِّ وَ الْغَدْرِ، فَعَجَزوُا عَنْها ، وَ حُلْتَ بَیْنَهُمْ وَ بَیْنَها، فَكانَتِ الْوَجْبَةُ بى‏ ، وَ الدَّآئِرَةُ عَلَىَّ .

اللَّهُمَّ احْفَظْ حَسَناً وَ حُسَیْناً، وَ لا تُمَكِّنْ فَجَرَةَ قُرَیْشٍ مِنْهُما ما دُمْتُ حَیّاً، فَاِذا تَوَفَّیْتَنى‏ وَ انْتَ الرَّقیبُ عَلَیْهِمْ، وَ انْتَ عَلى‏ كُلِّ شَىْ‏ءٍ شَهیدٌ.

شرح نهج البلاغة ، ابن أبی الحدید ، ج 20 ، ص 298 .

از تو بر قریش كمك می خواهم ، آنان كینه‌ها وبدی‌های فراوانی نسبت به فرستاده‌ات در دل داشتند ؛ اما از اجرای آن ناتوان ماندند و تو بین آنان وخواهش هایشان مانع بودی ، و اكنون نوبت به من رسیده است و به طرف من هجوم آورده‌اند .

بار خدایا حسن وحسین مرا حافظ باش ، و تا زنده هستم دست قریش را از آسیب رساندن به آنان دور فرما ، وچون بمیرم تو خود بر آنان حافظی ، وتو بر هر چیزی شاهد و ناظری .

ودر روایتی دیگر می‌فرماید :

كل حقد حقدته قریش على رسول الله صلى الله علیه وآله أظهرته فی وستظهره فی ولدى من بعدی ، ما لی ولقریش ! إنما وترتهم بأمر الله وأمر رسوله ، أفهذا جزاء من أطاع الله ورسوله إن كانوا مسلمین ! .

شرح نهج البلاغة ، ابن أبی الحدید ، ج 20 ص 328 و ینابیع المودة لذوی القربى ، القندوزی ، ج 1 ص 407 .

قریش تمام كینه‌هایی كه از رسول خدا (صلی الله علیه وآله وسلم) در دل داشت در حق من آشكار نمود و پس از من به زودی در حق فرزندان من نیز آن را ابراز خواهد كرد ، مرا با قریش چه كار ؟! ، همانا به امر خدا و رسول با آنان جنگیدم ، آیا این است سزای كسی كه  خدا و پیامبرش را اطاعت كرده است ؟

برای اثبات این مطلب می‌توان به دلایلی دیگر نیز استناد جست كه از آن جمله است:

الف : معاویه تلاش می‌كرد كه یك نفر از بنی هاشم باقی نماند :

امیر المؤمنین علیه السلام در روایتی می‌فرماید :

والله لود معاویة ، أنه ما بقی من بنی هاشم نافِخُ ضِرمةٍ إلا طعن فی بطنه (نیطه) ، إطفاء لنور الله : ( ویأبى الله إلا أن یتم نوره ولو كره المشركون ) .

الفایق فی غریب الحدیث ، جار الله الزمخشری ، ج 2 ، ص 282 غریب الحدیث ، ابن قتیبة ، ج 1 ، ص 367 و عیون الأخبار ، ابن قتیبة ، ج1 ،‌ ص78 ،‌ طبق برنامه مكتبة الشاملة و مروج الذهبالمسعودی ، ج1 ، ص356 طبق برنامه المكتبة الشاملة و شرح نهج البلاغة ، ابن أبی الحدید ، ج 5 ص 221 و و النصائح الكافیة ، محمد بن عقیل ، ص 112 و النهایة فی غریب الحدیث ، ابن الأثیر ، ج 3 ، ص 86 و ج 5 ، ص 90 و لسان العرب ، ابن منظور ، ج 3 ، ص 63 و ... .

به خدا سوگند معاویه دوست داشت كه هیچ یك از بنی هاشم باقی نماند ؛ مگر این كه شكمش دریده شود تا نور خدا را خاموش كند ، غافل از این كه : خدا مى‏خواهد كه نور خود را به كمال رساند ؛ گر چه كافران و خدا ناباوران را خوش آیند نباشد .

ب: تخریب خانه‌های بنی هاشم:

ابو الفرج اصفهانی در الأغانی می‌نویسد :

أمر عمرو صاحب شرطته على المدینة بعد خروج الحسین أن یهدم دور بنى هاشم ففعل وبلغ منهم كل مبلغ .

الاغانی ، ج4 ،‌ ص155 .

پس از بیرون رفتن امام حسین علیه السلام از مدینه ، یزید به فرمانده نیروهای نظامی‌اش عمرو بن سعید دستور داد تا خانه های بنی هاشم را ویران كند ، او هم طبق فرمان عمل كرد ؛ بلكه هر كاری از دستش بر می‌آمد انجام داد .



بقیه در ادامه مطالب

ادامه مطلب
تاریخ : شنبه 26 دی 1394 | 10:08 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات

دوباره آمده ام تا سفارشی بدهم

برای خانه من در بساز ای نجّار

دری كه كنده نگردد به ضربه لگدی

دری مقاوم محكم ز بهترین الوار

دری كه رد نشود یك غلاف از لایش

دری بساز بدون شیار و بی مسمار

دری بساز برایم ز چو بهای نسوز

دری كه دیرتر آتش بگیرد ای نجّار

دری به عرض من و جبرئیل و یك تابوت

دری به طول به قد و قامت خم مولا

در انتها سر هر میخ تیز را كج كن

مهمتر از همه این است خاطرت بسپار




تاریخ : جمعه 25 دی 1394 | 12:46 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات

مخفی بودن قبر علی علیه السلام

قبر حضرت علی علیه السلام از ترس خوارج تا زمان هارون الرشید مخفی بود، روزی هارون از کوفه جهت شکار بیرون آمد، در راه آهوانی دید، بازها و سگان آن ها را دنبال کردند، آهوان به پشته پناه بردند و سگان و بازها برگشتند. رشید خیلی تعجب کرد، گفت: بروید به جانب کسی که عمرش از همه بیشتر است، او را حاضر کنید. پیرمردی را آوردند، رشید گفت: خبر بده مرا که این پشته چیست؟ پیرمرد گفت: خبر داد به من پدرم از پدرانش که در این پشته قبر حضرت علی بن ابی طالب است. خداوند او را حرم قرار داد. هیچ چیز به او پناه نمی بَرَد مگر در امانست و من با حضرت صادق علیه السلام به زیارت این مکان آمدیم.

پس هارون فرود آمد و وضو گرفت و نماز کرد و دعا کرد و گریست و خود را به خاک مالید و امر کرد قبه ای در آنجا بنا کنند که چهار در داشته باشد.

تَفَاُّل

چون سلطان مراد که از سلاطین آل عثمانست مشرف شد به زیارت نجف اشرف در سر چهار فرسخی که چشمش به قبه شریفه افتاد از اسب پیاده شد و امراءِ دولت از سبب پیاده شدنش سؤال کردند گفت: چون چشمم به قبه شریفه افتاد اعضایم به لرزه آمد به حیثی که قدرت سواری نداشتم، لذا پیاده شدم. گفتند: راه دور است خوبست تَفَأُّل نمائید به قرآن مجید، تفال نمود و قرآن مجید را باز کرد اول صفحه آمد: «فَاخْلَع نَعلَیک اِنَّک بِالوادِ المُقدّس طُوی»

پس پیاده با پای برهنه رفت تا مشرف شد به حرم مطهر.

قصه مرّة بن قیس

مرة بن قیس مرد کافری بود مال و خَدَم و حَشَم زیادی داشت، یک روز، صحبت آباء و اجداد طایفه اش شد، گفتند: تمام آنها را علی بن ابی طالب علیه السلام به قتل رسانیده، سؤال کرد که قبر علی بن ابی طالب کجاست. گفتند: نجف اشرف. آن ملعون با دو هزار سوار و چند هزار پیاده آمد به سمت نجف اشرف، بعد از شش روز که با اهل نجف محاربه نمود، داخل بلد شد و آن خبیث رفت میان روضه و قصد کرد که قبر مطهر را نبش کند، پس دو انگشت مثل ذوالفقار از میان ضریح مطهر بیرون شد و به کمر آل ملعون زد و او را دو نیم کرد و آن دو نیم همان ساعت سنگ سیاه شد. اهل نجف آنها را بردند و پشت شهر انداختند که هرکس به زیارت نجف می رفت آنها را لگد می کرد و هیچ حیوان بر او نمی گذاشت، مگر بر او بول می کرد.

ورود نادرشاه به حرم علی علیه السلام

وقتی که نادرشاه خواست داخل صحن مقدس حضرت امیر علیه السلام بشود، جرئت نکرد. امر کرد زنجیر طلایی به گردنش بیندازند و او را مثل سگ بکشند و ببرند. احدی جرئت نکرد که اقدام به این عمل بنماید، ناگاه دیدند شخصی از بیابان آمد و زنجیر طلا را به گردن نادر انداخت و او را کشید به درب صحن مقدس، نادرشاه مشرف شد و زیارت کرد و برگشت، بعد هر قدر تجسس کردند که آن شخص را بیابند یافت نشد.

عقیل در مجلس معاویه

روزی معاویه به حاضرانِ مجلس خود که عقیل هم حضور داشت، گفت: آیا می شناسید ابی لهب را که خداوند در قرآن مجید فرموده: تَبَّت یدا ابی لَهب. اهل شام گفتند: نه. معاویه گفت: او عَمِّ عقیل است. فوراً عقیل فرمود: ای مردم! آیا می شناسید زن ابولهب را که خداوند در قرآن مجید فرمود: وَأمْرَاَتُهُ حَمّالَةَ الْحَطَبِ فی جیدِها حَبْلٌ مِنْ مَسَد، گفتند: نه. گفت: او عمه معاویه است، چون ام جمیله زوجه ابی لهب دختر حرب بن امیه و خواهر ابوسفیان بود. بعد گفت: ای معاویه! وقتی که به آتش جهنم درآیی، خواهی دید که عمّ من ابولهب، عمه ترا در زیر انداخته، پس انصاف خواهی داد که کدام یک بهترند.

علی علیه السلام و برادرش عقیل

امیرالمؤمنین علیه السلام هر روز به عقیل به قدر قوت خود و عیالش، جو مرحمت می کرد، جناب عقیل هم چند روز از جوها قدری ذخیره کرد تا اندازه ای که بشود قدری خرما و قدری روغن و قدری نان مهیا کند. بعد از تهیه، حضرت علی علیه السلام را دعوت نمود، آن حضرت تشریف برد، پس طعام را حاضر کرد. فرمود: این طعام را از کجا مهیا کردی؟ عرض کرد تفصیلش را. فرمود: آیا بعد از جدا کردن آنچه جدا کردی بقیه شما را کافی بود؟ عرض کرد. بلی! فردا که مستمری همه روزه اش را از جو داد، همان مقدار که چند روز کم کرده بود، تا تهیه این طعام را دیده بود، کم کرده و فرمود: اگر این مقدار ترا کافی است حلال نیست که من زیادتر بدهم.

لشکر علی علیه السلام و لشکر معاویه

روزی معاویه به عقیل گفت: خبر بده به من از لشگر من و لشگر برادرت امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: گذشتم به عسکر برادرم امیرالمؤمنین، شبشان مثل شب پیغمبر صلی الله علیه و آله بود و روزشان مثل روز پیغمبر صلی الله علیه و آله و من میان آنها ندیدم مگر نمازگزار و نشنیدم مگر قرآن، و به عسکر تو گذشتم جمعی از منافقین دیدم. بعد فرمود: ای معاویه! کیست که به سمت راست تو نشسته؟ معاویه گفت: عمروعاص است. فرمود: آن کسی است که درباره او شش نفر مخاصمه کردند. فرمود این دیگر کیست؟ معاویه گفت: ابوموسی اشعریست، عقیل گفت: این پسر زن دزد است که مادرش خیلی دزدی می کرد.

علی علیه السلام و فرزندانش

امیرالمؤمنین علیه السلام پسرهای خود را جمع کرد و آنها دوازده پسر بودند. فرمود خداوند دوست داشته که قرار بگذارد در من سنتی را از یعقوب پیغمبر علیه السلام زیر که او پسرانش را جمع کرد و آنها دوازده نفر بودند و فرمود: من شما را وصیت می کنم به حضرت یوسف، پس بشنوید و از او اطاعت کنید و من هم وصیت می کنم شما را به حسن و حسین، پس بشنوید از این دو و اطاعت کنید، این دو را.



تاریخ : جمعه 25 دی 1394 | 12:25 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات

علم علی علیه السلام

جمیع خلق در جمیع علوم، عیال علی علیه السلام باشند، زیرا که او در غایت ذکا و زیرکی و فهم بود و حرص یاد گرفتن داشت، و او را همچو رسول خدا صلی الله علیه و آله معلّمی و استادی بود و شب و روز در خدمت آن حضرت به سر می برد و یک ساعت و یک لحظه از آن حضرت جدا نبود و میل تمام به یاد گرفتن او داشت و نهایت سعی و جِدّ به جای می آورد تا آنکه به مرتبه ای رسید که آن حضرت فرمود: اَنَا مَدِینَةُ الْعِلْمِ وَ عَلِیٌّ بابُها.

داناترین امت

در کتاب مناقب خوارزمی آمده که پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود: حکمت و معرفت و علم و عرفان را قسمت نمودند به ده قسم، پس عطا کرده شد به علی علیه السلام نُه جزء، و یک جزء را به جمیع مردمان دادند و نیز فرمود: داناترین امت من بعد از من، علی بن ابی طالب علیه السلام است.

زهد علی علیه السلام

از عبداللّه رافع نقل می کنند که: نعلین علی علیه السلام از لیف خرما بود و جامه را گاهی به پوست و گاهی به لیف خرما پینه می زد و دو جامه را به چهارده درهم می خرید، یکی را به قنبر می داد و یکی را خود می پوشید. نان خورش آن حضرت سرکه بود یا نمک و اگر بر اینها زیاده نمودی از سبزی ها و گیاه های زمین، خورش ساختی، و از گوشت مکرّر نخوردی و اگر هم خوردی بسیار کم خوردی و فرمودی که شکم خود را مقبره حیوانات مسازید، غلاف شمشیرش از لیف بود و جامه را کوتاه پوشیدی و درشت.

عبادت علی علیه السلام

علی علیه السلام عابدترین مردم و عباد بود و عبادت هیچ کس به عبادت آن حضرت نمی رسید، صائِم النهار و قائِم اللیل بود و روزها روزه داشتی و شب ها عبادت پروردگار به روز آوردی و شبانه روز هزار رکعت نماز کردی، پیشانی آن حضرت از بسیاری سجود همچو زانوی شتر پینه کرده بود. از جمله عبادت های آن حضرت یکی آن است که از کسب دست مبارک هزار بنده خرید و آزاد کرد.

جود و کرم علی علیه السلام

علی علیه السلام در مدینه باغی داشت که همه کس را آرزوی آن بود، و آن را به ده هزار دینار فروخت و جمیع [پول [آن را در مسجد به فقرا و مساکین بخش نموده به خانه آمد، در حالتی که وجه وعده ای غذا از آن نمانده بود. فاطمه علیهاالسلام گفت: تو می دانی که حَسَنین دو روز است که چیزی نخورده اند، و من و تو نیز همان حال داریم، از این باغ مرا یک رَطْلْ آرد جو نصیب نبود؟ گفت: جماعتی که ذِلّ سؤال در چهره ایشان مشاهده نتوانست کرد مانع آمدند که از آن چیزی به خانه آورم.

شجاعت علی علیه السلام

امیرالمؤمنین علیه السلام شجاع ترین خلق اللّه بود، ابن ابی الحدید در شرح نهج البلاغه (ج 1، صص 29 و 28) می گوید: پادشاهان فرنگ و رومْ صورت آن حضرت را در عبادت خانه های خود کشیده اند و می کشند و به شمشیری که حمایل می کنند، نام او را نقش می نمایند و ملوک دیلم صورت او را در سینه های خود به جهت و واسطه فتح و نصرت و تیمن و تبرک می کشیده اند و در شمشیر پادشاهانْ صورت آن حضرت بوده است و کفار به هر مذهبی که باشند از نام او استمداد می جویند.

محبت به علی علیه السلام

خوارزمی در مناقب نقل کرده که رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمود: دوستی علی حسنه و ثوابی است که با آن هیچ سَیّئه و گناهی به بنده ضرر نمی رساند و بُغض و دشمنی آن حضرت گناهی است که با وجود آن هیچ حسنه و ثوابی و نفع به آن شخص نمی رساند.

ارزش محبت به علی علیه السلام

در مناقب خوارزمی از رسول خدا صلی الله علیه و آله مروی است که فرمود: یا علی! اگر بنده ای از بندگانْ عبادت خدا کند به قدر آنچه نوح علیه السلام در قوم خود به عبادت و رسالت مشغول بود و آن بنده را مثل کوه اُحدْ طلا باشد در راه حق تعالی همه آن را به فقرا و مساکین رسانَد و آن قدر عمرش دراز شود که هزار حج پیاده کند و بعد از اینها در میان صفا و مروه مظلوم کشته شود و با این همه، تو را ای علی! دوست نداشته باشد، بوی بهشت به مشام او نخواهد رسید و داخل جَنّت نخواهد شد.



تاریخ : جمعه 25 دی 1394 | 12:23 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات

کتاب فضل تو را آب بحر کافی نیست







که تر کنند سر انگشت و صفحه بشمارند

 

بخشی از فضائل حضرت علی(علیه السلام)

  1. ازدواج آسمانی

ازدواج حضرت علی(ع) با حضرت فاطمه(ع) به فرمان خداوند، از امتیازاتی است که رسول اکرم(ص) بر آن مباهات می کرد. در این پیوند پر میمنت، فرشتگان آسمان در سرور و شادمانی، و بهشتیان به زینت و زیور آراسته شده بودند.

  1. خطبۀ خلافت

خلافت (ظاهری) حضرت علی(ع) با ایراد اولین خطبه در مسجد مدینه پس از بیست و پنج سال سکوت آغاز شد.

  1. بخشش انگشتر

حضرت علی(ع) در رکوع نماز انگشتر خویش را به سائل عطا فرمودند و جبرئیل این پیام را آورد:

ای محمد! بخوان: سرپرست شما فقط خدا و رسول اوست و کسانیکه با ایمان به خدا نماز به پا داشته و در حال رکوع صدقه دادند. (مائده: 55)

  1. حدیث بساط

رویداد سیر فضائی حضرت علی(ع) همچون سلیمان پیغمبر در بساط با جمعی از مدینه تا غار اصحاب کهف از فضائلی است که داستان شگفت انگیز آن در کتب فریقین آمده است.

  1. عقد اخوّت

پیمان برادری رسول اکرم(ص) با امیر مؤمنان را مورّخین چنین آورده اند: با نزول آیۀ اخوّت(حجرات: 10) پیامبر عدّه ای از اصحاب را بنا بر درجۀ ایشان با یکدیگر برادر خواند و حضرت علی(ع) را برای خود نگه داشت و دست او را بلند نموده و فرمود: «هذا اخی فی الدنیا و الآخره.» این برادر من در دنیا و آخرت است.

  1. آیۀ مباهله

جریان مباهله با نصارای نجران رخدادی عظیم در تاریخ اسلام است. قرآن کریم در این باره می فرماید: «بیائید تا بخوانیم فرزندان و زنان و نفسهایمان را با یکدیگر»(آل عمران: 59) همراهی علی(ع) با پیامبر(ص) در این مباهله نهایت فضل و رتبۀ ایشان را می رساند. زیرا خداوند او را نفس و جان پیغمبر معرفی می کند.

  1. نزول آیۀ هل اتی

حضرت علی(ع) با سه روز روزه گرفتنف غذای خود را به مسکین و یتیم و اسیر بخشید و با آب افطار نمود، و به افتخار این ایثار، جبرئیل با ابلاغ تهنیت بر چنین اهل بیتی سورۀ هل اتی (انسان) را در شأن آن حضرت بر پیامبر نازل کرد.

 


تاریخ : جمعه 25 دی 1394 | 11:49 ق.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات

اگر به قول شیعه در غدیر خم چندین هزار نفر حضور داشتند ، چرا بعد رسول خدا (ص) با ابوبكر بیعت كردند ؟ آیا همه این افراد ، سخنان رسول خدا را آن‌هم بعد از  چند روز فراموش كردند ؟

پاسخ :

 هیچ یك از كسانی كه در واقعه غدیر خم حضور داشتند ، سخنان رسول خدا را فراموش نكرده بودند ؛ بلكه برخی به خاطر ترس از جان و مال و برخی دیگر به خاطر حبّ دنیا و ریاست ، و یا به خاطر بغض و كینه‌ای كه از امیر المؤمنین علیه السلام در سینه داشتند ، خود را به فراموشی زدند ؛ چنانچه غزالی ، عالم مشهور اهل سنت در باره پیمان شكنی عمر بن خطاب می‌گوید :




بقیه در ادامه مطالب

ادامه مطلب
تاریخ : جمعه 25 دی 1394 | 11:39 ق.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394 | 09:08 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394 | 09:05 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394 | 09:02 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/544/1629924/1234.jpg


تاریخ : جمعه 13 آذر 1394 | 09:01 ب.ظ | نویسنده : آیدین حاجی زاده | نظرات
لطفا از دیگر مطالب نیز دیدن فرمایید
تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.